دیدگاهی نو بر کتابداری

دیدگاهی نو بر کتابداری

جواد صیافی کارشناس ارشد کتابداری

بایگانی

- منابع چاپی، قفسه باز 400هزار جلد، مخازن بسته 10 میلیون جلد.

- مجلات و ادواری ها 350 هزار جلد ( که 8500 عنوان آن به زبان خارجی است )

- 123 هزار میکروفیلم و یک میلیون و چهارصد هزار میکروفیش

- 100 هزار عنوان دیجیتال شده

- 70 هزار ساعت فیلم یا تصویر متحرک

- 300 هزار عدد عکس

- 440 هزار ساعت مدارک شنیداری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۰ ، ۱۸:۳۱
جواد صیافی

مقر آن در اداره مرکزی یونسکو در پاریس است و در شانزدهمین جلسه یونسکو در سال 1970 به تصویب رسید.

اهداف آن به قرار زیر است:

- جمع آوری اطلاعات مربوط به حق مولف کتابها که برای کشورهای در حال توسعه سودمند و تا حد امکان مفید باشد.

- آگاه کردن کشورهای در حال توسعه از حقوقی که به دارندگان حق مولف واگذار شده است.

- کمک در تهیه الگوی ساده ی قرارداد برای ترجمه ، تجدید چاپ و موارد دیگری که کشورهای درحال توسعه نیاز دارند.

- پیدا کردن راهها و روشهای برای حفظ حق مولف و حقوق دیگر به علاوه یافتن شیوه هایی برای پرداخت حقوق مطالبه شده در کشورهایی که با کمبود ارز روبه رو هستند.

- تشویق در تنظیم و انتشار آثاری که به خصوص فنی و آموزشی هستند.

- تشویق در به وجود آوردن مرکز ملی اطلاعات حق مولف هم در کشورهای پیشرفته و هم درکشورهای در حال توسعه و ایجاد ارتباط بین آن دو.

همکاری ومشاوره با کشورهای در حال توسعه در ایجاد سازمانهایی برای آموزش و دوره هایی برای مترجمین و تمام جنبه های صنعت نشر، برای حفظ و نگهداری اعضا و تجهیزات، برای انتشار آثار فنی و استفاده از مسئولان آموزشی برای تنظیم آثار مکتوب.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۰ ، ۱۸:۲۰
جواد صیافی

مقر آن در اداره مرکزی یونسکو در پاریس است و در شانزدهمین جلسه یونسکو در سال 1970 به تصویب رسید.

اهداف آن به قرار زیر است:

- جمع آوری اطلاعات مربوط به حق مولف کتابها که برای کشورهای در حال توسعه سودمند و تا حد امکان مفید باشد.

- آگاه کردن کشورهای در حال توسعه از حقوقی که به دارندگان حق مولف واگذار شده است.

- کمک در تهیه الگوی ساده ی قرارداد برای ترجمه ، تجدید چاپ و موارد دیگری که کشورهای درحال توسعه نیاز دارند.

- پیدا کردن راهها و روشهای برای حفظ حق مولف و حقوق دیگر به علاوه یافتن شیوه هایی برای پرداخت حقوق مطالبه شده در کشورهایی که با کمبود ارز روبه رو هستند.

- تشویق در تنظیم و انتشار آثاری که به خصوص فنی و آموزشی هستند.

- تشویق در به وجود آوردن مرکز ملی اطلاعات حق مولف هم در کشورهای پیشرفته و هم درکشورهای در حال توسعه و ایجاد ارتباط بین آن دو.

همکاری ومشاوره با کشورهای در حال توسعه در ایجاد سازمانهایی برای آموزش و دوره هایی برای مترجمین و تمام جنبه های صنعت نشر، برای حفظ و نگهداری اعضا و تجهیزات، برای انتشار آثار فنی و استفاده از مسئولان آموزشی برای تنظیم آثار مکتوب.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۰ ، ۱۸:۲۰
جواد صیافی
دیدگاهی نو بر کتابداری - مرکز بین المللی اطلاعات حق مولف
مرکز بین المللی اطلاعات حق مولف

مقر آن در اداره مرکزی یونسکو در پاریس است و در شانزدهمین جلسه یونسکو در سال 1970 به تصویب رسید.

اهداف آن به قرار زیر است:

- جمع آوری اطلاعات مربوط به حق مولف کتابها که برای کشورهای در حال توسعه سودمند و تا حد امکان مفید باشد.

- آگاه کردن کشورهای در حال توسعه از حقوقی که به دارندگان حق مولف واگذار شده است.

- کمک در تهیه الگوی ساده ی قرارداد برای ترجمه ، تجدید چاپ و موارد دیگری که کشورهای درحال توسعه نیاز دارند.

- پیدا کردن راهها و روشهای برای حفظ حق مولف و حقوق دیگر به علاوه یافتن شیوه هایی برای پرداخت حقوق مطالبه شده در کشورهایی که با کمبود ارز روبه رو هستند.

- تشویق در تنظیم و انتشار آثاری که به خصوص فنی و آموزشی هستند.

- تشویق در به وجود آوردن مرکز ملی اطلاعات حق مولف هم در کشورهای پیشرفته و هم درکشورهای در حال توسعه و ایجاد ارتباط بین آن دو.

همکاری ومشاوره با کشورهای در حال توسعه در ایجاد سازمانهایی برای آموزش و دوره هایی برای مترجمین و تمام جنبه های صنعت نشر، برای حفظ و نگهداری اعضا و تجهیزات، برای انتشار آثار فنی و استفاده از مسئولان آموزشی برای تنظیم آثار مکتوب.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۰ ، ۲۰:۳۱
جواد صیافی
دیدگاهی نو بر کتابداری - کتابخانه ملی فرانسه
کتابخانه ملی فرانسه

- منابع چاپی، قفسه باز 400هزار جلد، مخازن بسته 10 میلیون جلد.

- مجلات و ادواری ها 350 هزار جلد ( که 8500 عنوان آن به زبان خارجی است )

- 123 هزار میکروفیلم و یک میلیون و چهارصد هزار میکروفیش

- 100 هزار عنوان دیجیتال شده

- 70 هزار ساعت فیلم یا تصویر متحرک

- 300 هزار عدد عکس

- 440 هزار ساعت مدارک شنیداری



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۰ ، ۲۰:۳۱
جواد صیافی

در دنیای امروز فن آوری اطلاعات تاثیر بسیاری بر جنبه های اجتماعی ، سیاسی، فرهنگی و البته اقتصادی جوامع مختلف داره؛ در دنیایی که خدمات الکترونیک حرف اول را در رفاه و آسایش مردم میزنه، فن آوری اطلاعات رو باید جدی گرفت.

البته فن آوری اطلاعات و تاثیر آن بر جوامع پیشرفته و جهان سوم جای بحث بسیار داره و نمیشه در یک مطلب مختصر به آن پرداخت.در اینجا فقط به جنبه های اقتصادی اون می پردازیم.

))در تعریف اقتصاد به عنوان یک علم توافق نظر کلی وجود نداره؛ عده ای آن را مطالعه و بررسی تولید، توزیع و مصرف ثروت در یک جامعه ی انسانی دانسته اند و گروهی دیگر آن را علم استفاده از منابع کمیاب به منظور نیل به هدف رفاه اجتماعی برای جامعه ی بشری.*((

در هردو دیدگاه اطلاعات میتواند نقشی اساسی ایفا کند؛ چه در دیدگاه اول به عنوان وسیله ای برای بهبود وضعیت تولید و توزیع در آمد و چه در دیدگاه دوم به عنوان وسیله ای برای کسب درآمد.

دیدگاه اول : به عنوان مثال در کشور ما نفت بخش عمده ای از بودجه ی سالانه را تامین میکند. استفاده ی بهینه از نفت ابتدا نیاز به اطلاعاتی در مورد مصرف داخلی و اینکه نیاز داخلی ما بیشتر به نفت و فراورده های نفتی است یا درآمد حاصل از آن. پس از مطالعه و بررسی نیاز داخلی (که نتیجه اش همان اطلاعات است) به برنامه ریزی برای میزان صادرات و واردات نفت و فراورده های نفتی می پردازند و..........

این مثال (که شاید فرایندی غیر واقعی باشه) کاملا نقش اطلاعات رو در تولید و توزیع درآمد نشون میده که البته ما خیلی با این مسئله سر و کار نداریم.

دیدگاه دوم: بحث اصلی ما و به قول معروف چیزی که به ما مربوط میشه کسب درآمد از طریق فن آوری اطلاعات میباشد. شاید(شاید که نه، مطمئنا) اقتصاد اطلاعات در کشور ما خیلی کاربردی نباشه اما در کشورهای توسعه یافته فروش اطلاعات و ابزار و خدمات اطلاعاتی بخشی از درآمد سالانه ی آنها میباشد. ((براساس بررسی دانشگاه تگزاس، اینترنت حدود 300 میلیارد دلار درآمد در سال 1998 برای آمریکاییان داشته است یا کشور آلمان در سال 1996 صرف نظر از سایر منابع اطلاعاتی، تعداد 71515 عنوان کتاب چاپ اول منتشر کرده، به طوریکه تنها ارزش پشت جلد کتابها 9 میلیارد دلار بوده.

همچنین آمار منتشر شده از سوی انجمن ناشران آمریکا حاکی از فروش 23,033,300,000 دلار کتاب در سال 1998 میباشد.

همینطور از نظر اشتغال اگر ببینیم در اواخر دهه ی 1980 در کشور آفریقای جنوبی در بخش اطلاع رسانی 2,000,000 نفر شاغل بودند و یا در آمریکا 1,200,000 نفر فقط در بخش اینترنت شاغل بودند؛))*

اما متاسفانه در کشور ما به این مقوله اهمیت داده نمیشود که البته مهم شمردن این نوع درآمد یا بهتر بگم این نوع اقتصاد در کشورهای درحال توسعه کار بسیار دشواری ست. برای اینکه در این زمینه به جایگاه کشورهای توسعه یافته برسیم یا حداقل به آنها نزدیک بشیم، فرایندی باید طی بشه که مرحله ی اولیه ی آن داشتن قانون کپی رایت یا حق مولفه. این قانون برای شروع اقتصاد اطلاعاتی همان قدر ضروریه که کاغذ برای انتشار کتاب؛

اگر در کشوری قانون کپی رایت وجود نداشته یا آن را جدی نگیرند (مانند کشور ما)هرتولید اطلاعاتی دسته اول و حتی دسته دومی به راحتی توسط مصرف کنندگان یا واسطه ها سرقت یا کپی شده و مورد استفاده قرار می گیرد.

متاسفانه در این شرایط تولید کنندگان اطلاعات جای هیچگونه پیگیری و شکایتی را ندارند و به سادگی مجبورندبا شکستی سنگین از این عرصه کناره گیری کنند و اگر هم بخواهند سرسختی کنند (در مورد انتشارات الکترونیکی) باید با کلی هزینه تولیدات خود را قفل و زنجیر کنند که در نهایت بی فایده بوده و سارقان فرهنگی بازهم موفق خواهند بود.

واقعا جای تاسف داره که در کشور ما هیچ یک از آثار علمی ، فرهنگی ، هنری و ادبی چه به صورت چاپی و چه به صورت الکترونیکی امنیت ندارند و به راحتی و بدون هیچ دشواری قابل کپی برداری هستند. در نتیجه تولیدات داخلی ما راه به جایی نمیبرند و نمیشه به عنوان یک منبع درآمد روی آنها حساب کرد.

با این اوصاف مجبوریم مسیر فرایند رو عوض کنیم؛ فرض کنیم این قانون در ایران به شکل درست اجرا بشه،اینجوری به ظاهر همه چیز درسته ولی این قانون علاوه بر اینکه باعث سودآوری یکسری تولیدکنندگان میشه پیامدهی دیگری هم خواهد داشت.

اول اینکه قیمت تولیدات علمی ، ادبی ، فرهنگی و .......... بالا میره و در نتیجه دسترسی به منابع برای عموم دشوارتر شده و احتمالا میزان تقاضا پایین میاد.

کپی رایت تنهاتولیدات داخلی را تحت تاثیر قرار نمیده؛ با اجرایی شدن این قانون و قبول قوانین بین المللی، مجبوریم منابع خارجی رو با قیمت اصلی آنها خریداری کنیم. این یعنی دیگه نمیتونیم به راحتی منابع زبان اصلی یا ترجمه شده و حتی نرم افزارهای مختلف رو بدون هزینه یا با کمترین هزینه بدست بیاریم.( در اینجا میبینیم که نداشتن کپی رایت از یه نظرایی هم به نفع ماست، هرچند که از لحاظ اخلاقی درست نیست.)

بحث فرهنگسازی در زمینه کپی رایت هم خود کار بزرگ و زمان بریست که به راحتی میسر نمیشه.پس به این نتیجه میرسیم که باید قید کپی رایت رو بزنیم.

خب، بدون هیچگونه توضیحی کاملا روشنه که فرایند تولید اطلاعات و سودآوری از طریق آن در همین مرحله به بنبست میخوره و ما بدون هیچگونه پیشرفتی سرجای خودمون میمونیم و کلا از بحث در مورد اقتصاد اطلاعت هم صرف نظر میکنیم.


 گردآوری و ترجمه حمید محسنی.فن آوری اطلاعات و ارتباطات*

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۰ ، ۲۱:۳۶
جواد صیافی

در دنیای امروز فن آوری اطلاعات تاثیر بسیاری بر جنبه های اجتماعی ، سیاسی، فرهنگی و البته اقتصادی جوامع مختلف داره؛ در دنیایی که خدمات الکترونیک حرف اول را در رفاه و آسایش مردم میزنه، فن آوری اطلاعات رو باید جدی گرفت.

البته فن آوری اطلاعات و تاثیر آن بر جوامع پیشرفته و جهان سوم جای بحث بسیار داره و نمیشه در یک مطلب مختصر به آن پرداخت.در اینجا فقط به جنبه های اقتصادی اون می پردازیم.

))در تعریف اقتصاد به عنوان یک علم توافق نظر کلی وجود نداره؛ عده ای آن را مطالعه و بررسی تولید، توزیع و مصرف ثروت در یک جامعه ی انسانی دانسته اند و گروهی دیگر آن را علم استفاده از منابع کمیاب به منظور نیل به هدف رفاه اجتماعی برای جامعه ی بشری.*((

در هردو دیدگاه اطلاعات میتواند نقشی اساسی ایفا کند؛ چه در دیدگاه اول به عنوان وسیله ای برای بهبود وضعیت تولید و توزیع در آمد و چه در دیدگاه دوم به عنوان وسیله ای برای کسب درآمد.

دیدگاه اول : به عنوان مثال در کشور ما نفت بخش عمده ای از بودجه ی سالانه را تامین میکند. استفاده ی بهینه از نفت ابتدا نیاز به اطلاعاتی در مورد مصرف داخلی و اینکه نیاز داخلی ما بیشتر به نفت و فراورده های نفتی است یا درآمد حاصل از آن. پس از مطالعه و بررسی نیاز داخلی (که نتیجه اش همان اطلاعات است) به برنامه ریزی برای میزان صادرات و واردات نفت و فراورده های نفتی می پردازند و..........

این مثال (که شاید فرایندی غیر واقعی باشه) کاملا نقش اطلاعات رو در تولید و توزیع درآمد نشون میده که البته ما خیلی با این مسئله سر و کار نداریم.

دیدگاه دوم: بحث اصلی ما و به قول معروف چیزی که به ما مربوط میشه کسب درآمد از طریق فن آوری اطلاعات میباشد. شاید(شاید که نه، مطمئنا) اقتصاد اطلاعات در کشور ما خیلی کاربردی نباشه اما در کشورهای توسعه یافته فروش اطلاعات و ابزار و خدمات اطلاعاتی بخشی از درآمد سالانه ی آنها میباشد. ((براساس بررسی دانشگاه تگزاس، اینترنت حدود 300 میلیارد دلار درآمد در سال 1998 برای آمریکاییان داشته است یا کشور آلمان در سال 1996 صرف نظر از سایر منابع اطلاعاتی، تعداد 71515 عنوان کتاب چاپ اول منتشر کرده، به طوریکه تنها ارزش پشت جلد کتابها 9 میلیارد دلار بوده.

همچنین آمار منتشر شده از سوی انجمن ناشران آمریکا حاکی از فروش 23,033,300,000 دلار کتاب در سال 1998 میباشد.

همینطور از نظر اشتغال اگر ببینیم در اواخر دهه ی 1980 در کشور آفریقای جنوبی در بخش اطلاع رسانی 2,000,000 نفر شاغل بودند و یا در آمریکا 1,200,000 نفر فقط در بخش اینترنت شاغل بودند؛))*

اما متاسفانه در کشور ما به این مقوله اهمیت داده نمیشود که البته مهم شمردن این نوع درآمد یا بهتر بگم این نوع اقتصاد در کشورهای درحال توسعه کار بسیار دشواری ست. برای اینکه در این زمینه به جایگاه کشورهای توسعه یافته برسیم یا حداقل به آنها نزدیک بشیم، فرایندی باید طی بشه که مرحله ی اولیه ی آن داشتن قانون کپی رایت یا حق مولفه. این قانون برای شروع اقتصاد اطلاعاتی همان قدر ضروریه که کاغذ برای انتشار کتاب؛

اگر در کشوری قانون کپی رایت وجود نداشته یا آن را جدی نگیرند (مانند کشور ما)هرتولید اطلاعاتی دسته اول و حتی دسته دومی به راحتی توسط مصرف کنندگان یا واسطه ها سرقت یا کپی شده و مورد استفاده قرار می گیرد.

متاسفانه در این شرایط تولید کنندگان اطلاعات جای هیچگونه پیگیری و شکایتی را ندارند و به سادگی مجبورندبا شکستی سنگین از این عرصه کناره گیری کنند و اگر هم بخواهند سرسختی کنند (در مورد انتشارات الکترونیکی) باید با کلی هزینه تولیدات خود را قفل و زنجیر کنند که در نهایت بی فایده بوده و سارقان فرهنگی بازهم موفق خواهند بود.

واقعا جای تاسف داره که در کشور ما هیچ یک از آثار علمی ، فرهنگی ، هنری و ادبی چه به صورت چاپی و چه به صورت الکترونیکی امنیت ندارند و به راحتی و بدون هیچ دشواری قابل کپی برداری هستند. در نتیجه تولیدات داخلی ما راه به جایی نمیبرند و نمیشه به عنوان یک منبع درآمد روی آنها حساب کرد.

با این اوصاف مجبوریم مسیر فرایند رو عوض کنیم؛ فرض کنیم این قانون در ایران به شکل درست اجرا بشه،اینجوری به ظاهر همه چیز درسته ولی این قانون علاوه بر اینکه باعث سودآوری یکسری تولیدکنندگان میشه پیامدهی دیگری هم خواهد داشت.

اول اینکه قیمت تولیدات علمی ، ادبی ، فرهنگی و .......... بالا میره و در نتیجه دسترسی به منابع برای عموم دشوارتر شده و احتمالا میزان تقاضا پایین میاد.

کپی رایت تنهاتولیدات داخلی را تحت تاثیر قرار نمیده؛ با اجرایی شدن این قانون و قبول قوانین بین المللی، مجبوریم منابع خارجی رو با قیمت اصلی آنها خریداری کنیم. این یعنی دیگه نمیتونیم به راحتی منابع زبان اصلی یا ترجمه شده و حتی نرم افزارهای مختلف رو بدون هزینه یا با کمترین هزینه بدست بیاریم.( در اینجا میبینیم که نداشتن کپی رایت از یه نظرایی هم به نفع ماست، هرچند که از لحاظ اخلاقی درست نیست.)

بحث فرهنگسازی در زمینه کپی رایت هم خود کار بزرگ و زمان بریست که به راحتی میسر نمیشه.پس به این نتیجه میرسیم که باید قید کپی رایت رو بزنیم.

خب، بدون هیچگونه توضیحی کاملا روشنه که فرایند تولید اطلاعات و سودآوری از طریق آن در همین مرحله به بنبست میخوره و ما بدون هیچگونه پیشرفتی سرجای خودمون میمونیم و کلا از بحث در مورد اقتصاد اطلاعت هم صرف نظر میکنیم.


 گردآوری و ترجمه حمید محسنی.فن آوری اطلاعات و ارتباطات*

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۰ ، ۲۱:۳۶
جواد صیافی
دیدگاهی نو بر کتابداری - اقتصاد اطلاعات
اقتصاد اطلاعات

در دنیای امروز فن آوری اطلاعات تاثیر بسیاری بر جنبه های اجتماعی ، سیاسی، فرهنگی و البته اقتصادی جوامع مختلف داره؛ در دنیایی که خدمات الکترونیک حرف اول را در رفاه و آسایش مردم میزنه، فن آوری اطلاعات رو باید جدی گرفت.

البته فن آوری اطلاعات و تاثیر آن بر جوامع پیشرفته و جهان سوم جای بحث بسیار داره و نمیشه در یک مطلب مختصر به آن پرداخت.در اینجا فقط به جنبه های اقتصادی اون می پردازیم.

))در تعریف اقتصاد به عنوان یک علم توافق نظر کلی وجود نداره؛ عده ای آن را مطالعه و بررسی تولید، توزیع و مصرف ثروت در یک جامعه ی انسانی دانسته اند و گروهی دیگر آن را علم استفاده از منابع کمیاب به منظور نیل به هدف رفاه اجتماعی برای جامعه ی بشری.*((

در هردو دیدگاه اطلاعات میتواند نقشی اساسی ایفا کند؛ چه در دیدگاه اول به عنوان وسیله ای برای بهبود وضعیت تولید و توزیع در آمد و چه در دیدگاه دوم به عنوان وسیله ای برای کسب درآمد.

دیدگاه اول : به عنوان مثال در کشور ما نفت بخش عمده ای از بودجه ی سالانه را تامین میکند. استفاده ی بهینه از نفت ابتدا نیاز به اطلاعاتی در مورد مصرف داخلی و اینکه نیاز داخلی ما بیشتر به نفت و فراورده های نفتی است یا درآمد حاصل از آن. پس از مطالعه و بررسی نیاز داخلی (که نتیجه اش همان اطلاعات است) به برنامه ریزی برای میزان صادرات و واردات نفت و فراورده های نفتی می پردازند و..........

این مثال (که شاید فرایندی غیر واقعی باشه) کاملا نقش اطلاعات رو در تولید و توزیع درآمد نشون میده که البته ما خیلی با این مسئله سر و کار نداریم.

دیدگاه دوم: بحث اصلی ما و به قول معروف چیزی که به ما مربوط میشه کسب درآمد از طریق فن آوری اطلاعات میباشد. شاید(شاید که نه، مطمئنا) اقتصاد اطلاعات در کشور ما خیلی کاربردی نباشه اما در کشورهای توسعه یافته فروش اطلاعات و ابزار و خدمات اطلاعاتی بخشی از درآمد سالانه ی آنها میباشد. ((براساس بررسی دانشگاه تگزاس، اینترنت حدود 300 میلیارد دلار درآمد در سال 1998 برای آمریکاییان داشته است یا کشور آلمان در سال 1996 صرف نظر از سایر منابع اطلاعاتی، تعداد 71515 عنوان کتاب چاپ اول منتشر کرده، به طوریکه تنها ارزش پشت جلد کتابها 9 میلیارد دلار بوده.

همچنین آمار منتشر شده از سوی انجمن ناشران آمریکا حاکی از فروش 23,033,300,000 دلار کتاب در سال 1998 میباشد.

همینطور از نظر اشتغال اگر ببینیم در اواخر دهه ی 1980 در کشور آفریقای جنوبی در بخش اطلاع رسانی 2,000,000 نفر شاغل بودند و یا در آمریکا 1,200,000 نفر فقط در بخش اینترنت شاغل بودند؛))*

اما متاسفانه در کشور ما به این مقوله اهمیت داده نمیشود که البته مهم شمردن این نوع درآمد یا بهتر بگم این نوع اقتصاد در کشورهای درحال توسعه کار بسیار دشواری ست. برای اینکه در این زمینه به جایگاه کشورهای توسعه یافته برسیم یا حداقل به آنها نزدیک بشیم، فرایندی باید طی بشه که مرحله ی اولیه ی آن داشتن قانون کپی رایت یا حق مولفه. این قانون برای شروع اقتصاد اطلاعاتی همان قدر ضروریه که کاغذ برای انتشار کتاب؛

اگر در کشوری قانون کپی رایت وجود نداشته یا آن را جدی نگیرند (مانند کشور ما)هرتولید اطلاعاتی دسته اول و حتی دسته دومی به راحتی توسط مصرف کنندگان یا واسطه ها سرقت یا کپی شده و مورد استفاده قرار می گیرد.

متاسفانه در این شرایط تولید کنندگان اطلاعات جای هیچگونه پیگیری و شکایتی را ندارند و به سادگی مجبورندبا شکستی سنگین از این عرصه کناره گیری کنند و اگر هم بخواهند سرسختی کنند (در مورد انتشارات الکترونیکی) باید با کلی هزینه تولیدات خود را قفل و زنجیر کنند که در نهایت بی فایده بوده و سارقان فرهنگی بازهم موفق خواهند بود.

واقعا جای تاسف داره که در کشور ما هیچ یک از آثار علمی ، فرهنگی ، هنری و ادبی چه به صورت چاپی و چه به صورت الکترونیکی امنیت ندارند و به راحتی و بدون هیچ دشواری قابل کپی برداری هستند. در نتیجه تولیدات داخلی ما راه به جایی نمیبرند و نمیشه به عنوان یک منبع درآمد روی آنها حساب کرد.

با این اوصاف مجبوریم مسیر فرایند رو عوض کنیم؛ فرض کنیم این قانون در ایران به شکل درست اجرا بشه،اینجوری به ظاهر همه چیز درسته ولی این قانون علاوه بر اینکه باعث سودآوری یکسری تولیدکنندگان میشه پیامدهی دیگری هم خواهد داشت.

اول اینکه قیمت تولیدات علمی ، ادبی ، فرهنگی و .......... بالا میره و در نتیجه دسترسی به منابع برای عموم دشوارتر شده و احتمالا میزان تقاضا پایین میاد.

کپی رایت تنهاتولیدات داخلی را تحت تاثیر قرار نمیده؛ با اجرایی شدن این قانون و قبول قوانین بین المللی، مجبوریم منابع خارجی رو با قیمت اصلی آنها خریداری کنیم. این یعنی دیگه نمیتونیم به راحتی منابع زبان اصلی یا ترجمه شده و حتی نرم افزارهای مختلف رو بدون هزینه یا با کمترین هزینه بدست بیاریم.( در اینجا میبینیم که نداشتن کپی رایت از یه نظرایی هم به نفع ماست، هرچند که از لحاظ اخلاقی درست نیست.)

بحث فرهنگسازی در زمینه کپی رایت هم خود کار بزرگ و زمان بریست که به راحتی میسر نمیشه.پس به این نتیجه میرسیم که باید قید کپی رایت رو بزنیم.

خب، بدون هیچگونه توضیحی کاملا روشنه که فرایند تولید اطلاعات و سودآوری از طریق آن در همین مرحله به بنبست میخوره و ما بدون هیچگونه پیشرفتی سرجای خودمون میمونیم و کلا از بحث در مورد اقتصاد اطلاعت هم صرف نظر میکنیم.


 گردآوری و ترجمه حمید محسنی.فن آوری اطلاعات و ارتباطات*



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۰ ، ۲۰:۳۱
جواد صیافی
دیدگاهی نو بر کتابداری - از ماست که بر ماست
از ماست که بر ماست

      -رسته شغلی کتابدار: دارا بودن دانشنامه کارشناسی و یا بالاتر در یکی از رشته های کتابداری ، علوم کتابداری واطلاع رسانی، ‌الهیات و معارف اسلامی، ادبیات فارسی، تاریخ، امور فرهنگی و مدیریت امور فرهنگی، برنامه ریزی امور فرهنگی و یا مدرک سطح دو و یا بالاتر علوم حوزوی.

          تبصره: در جذب نیروی انسانی برای رشته شغلی کتابدار، دارندگان مدارک تحصیلی کارشناسی و بالاتر در رشته کتابداری در اولویت خواهند بود.

         -رسته شغلی کارشناس امور اداری:دارا بودن دانشنامه کارشناسی و یا بالاتر در یکی از رشته های، علوم اداری، مدیریت دولتی، مدیریت صنعتی، مدیریت اجرایی، مدیریت پرسنلی و مدیریت اقتصادی در مقطع کارشناسی ، مدیریت دولتی در مقطع کارشناسی ارشد با گرایش های منابع انسانی ، مدیریت تحول ، تشکیلات و روشها  و مدیریت سیستم های اطلاعاتی و رشته های مهندسی صنایع، حقوق.

         -رسته شغلی کارشناس عمران: دارا بودن دانشنامه کارشناسی و یا بالاتر در یکی از رشته های مهندسی عمران (کلیه گرایش ها) ، مهندسی راه وساختمان و مهندسی معماری.

متن بالا بخشی از آگهی استخدام نهاد کتابخانه های استان .......... میباشد.

هدف از اینکه این مطلب رو روی وبلاگم گذاشتم اطلاع رسانی نبود بلکه یه چیزی نظرم رو جلب کرد. یه مقدار که به متن بالا توجه کنید می بینید که برای رسته شغلی کتابدار افرادی با مدارکالهیات و معارف اسلامی، ادبیات فارسی، تاریخ، امور فرهنگی و مدیریت امور فرهنگی، برنامه ریزی امور فرهنگی و یا مدرک سطح دو و یا بالاتر علوم حوزوی نیز میتونن شرکت کنند و فقط این لطف رو در حق کتابداران کردند که در الویت باشند که البته این الویت هم معلوم نیست که تا چه حده؟!؟و اما برای قسمت عمرانی و اداریکتابداران هیچ جایی ندارند؛

اگه عمران نیاز به تخصص داره کتابداری هم نیاز به تخصص داره. واقعا نمیتونم این موضوع رو درک کنم که چرا کتابداری رو تخصص نمیبینند. والا لیسانس کتابداری هم مثل سایر رشته ها 8 ترم داره و ما هم مثل سایر لیسانسه ها 4 سال درس خوندیم، خاله بازی که نکردیم؟!؟حالا عمران هیچ، قسمت اداری که میتونیم باشیم.

چطور لیسانسه های ادبیات و تاریخ و امور فرهنگی و....... میتونن کتابدار بشن، ما نمیتونیم در امور اداری باشیم؟؟؟؟

هیچی دیگه، با این وضعیت به این نتیجه می رسیم که کتابداران گذشته از کتابداری که اون رو هم هرکسی میتونه انجام بده افرادی ناکارآمد هستند که هیچ جا جاشون نیست. واقعا افتضاحه؛پس فارغ التحصیلان کتابداری به چه دردی میخورند؟؟4سال دروس تخصصی رو بگذرونیم که چی بشه؟ اگه کارایی نداره کلا رشته کتابداری رو حذف کنند ما هم میریم مدیریت می خونیم که بعد بشیمکتاب دار.




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۰ ، ۲۰:۳۱
جواد صیافی

      -رسته شغلی کتابدار: دارا بودن دانشنامه کارشناسی و یا بالاتر در یکی از رشته های کتابداری ، علوم کتابداری واطلاع رسانی، ‌الهیات و معارف اسلامی، ادبیات فارسی، تاریخ، امور فرهنگی و مدیریت امور فرهنگی، برنامه ریزی امور فرهنگی و یا مدرک سطح دو و یا بالاتر علوم حوزوی.

          تبصره: در جذب نیروی انسانی برای رشته شغلی کتابدار، دارندگان مدارک تحصیلی کارشناسی و بالاتر در رشته کتابداری در اولویت خواهند بود.

         -رسته شغلی کارشناس امور اداری:دارا بودن دانشنامه کارشناسی و یا بالاتر در یکی از رشته های، علوم اداری، مدیریت دولتی، مدیریت صنعتی، مدیریت اجرایی، مدیریت پرسنلی و مدیریت اقتصادی در مقطع کارشناسی ، مدیریت دولتی در مقطع کارشناسی ارشد با گرایش های منابع انسانی ، مدیریت تحول ، تشکیلات و روشها  و مدیریت سیستم های اطلاعاتی و رشته های مهندسی صنایع، حقوق.

         -رسته شغلی کارشناس عمران: دارا بودن دانشنامه کارشناسی و یا بالاتر در یکی از رشته های مهندسی عمران (کلیه گرایش ها) ، مهندسی راه وساختمان و مهندسی معماری.

متن بالا بخشی از آگهی استخدام نهاد کتابخانه های استان .......... میباشد.

هدف از اینکه این مطلب رو روی وبلاگم گذاشتم اطلاع رسانی نبود بلکه یه چیزی نظرم رو جلب کرد. یه مقدار که به متن بالا توجه کنید می بینید که برای رسته شغلی کتابدار افرادی با مدارکالهیات و معارف اسلامی، ادبیات فارسی، تاریخ، امور فرهنگی و مدیریت امور فرهنگی، برنامه ریزی امور فرهنگی و یا مدرک سطح دو و یا بالاتر علوم حوزوی نیز میتونن شرکت کنند و فقط این لطف رو در حق کتابداران کردند که در الویت باشند که البته این الویت هم معلوم نیست که تا چه حده؟!؟و اما برای قسمت عمرانی و اداریکتابداران هیچ جایی ندارند؛

اگه عمران نیاز به تخصص داره کتابداری هم نیاز به تخصص داره. واقعا نمیتونم این موضوع رو درک کنم که چرا کتابداری رو تخصص نمیبینند. والا لیسانس کتابداری هم مثل سایر رشته ها 8 ترم داره و ما هم مثل سایر لیسانسه ها 4 سال درس خوندیم، خاله بازی که نکردیم؟!؟حالا عمران هیچ، قسمت اداری که میتونیم باشیم.

چطور لیسانسه های ادبیات و تاریخ و امور فرهنگی و....... میتونن کتابدار بشن، ما نمیتونیم در امور اداری باشیم؟؟؟؟

هیچی دیگه، با این وضعیت به این نتیجه می رسیم که کتابداران گذشته از کتابداری که اون رو هم هرکسی میتونه انجام بده افرادی ناکارآمد هستند که هیچ جا جاشون نیست. واقعا افتضاحه؛پس فارغ التحصیلان کتابداری به چه دردی میخورند؟؟4سال دروس تخصصی رو بگذرونیم که چی بشه؟ اگه کارایی نداره کلا رشته کتابداری رو حذف کنند ما هم میریم مدیریت می خونیم که بعد بشیمکتاب دار.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۰ ، ۲۰:۳۰
جواد صیافی