او شاعر و منتقد یونانی قرن سوم پیش از میلاد در عصر هلنیسم (یونانی مآبی) بود. شهرت وی بهسبب اشتغالش در کتابخانه اسکندریه و اثر معروفش>پیناکساست.>پیناکسکتابشناسی دانشهای یونانی است که وی آن را در 120 مجلد تهیه کرد.
کالیماخوس آموزگار گمنامی بود که سرانجام بر تارک شعر عصر طلایی دوران هلنیسم(290-240 ق.م.) درخشید. درباره زندگی و دوران کودکی او چیز زیادی در دست نیست. هومر و کالیماخوس، بهترتیب، نمایندگان سنت و تجدد در یونان باستان هستند.
فرهنگ سنتی که از عصر هومر تا ارسطو بر یونان مسلط بود، ریشه در پیشینه شفاهی یونان داشت و قبل از ظهور خط پدید آمده بود و تا آنجا که در توان داشت در مقابل پیشروی سواد و نوشتن ایستادگی میکرد، اما کالیماخوس کمتر از 20 سال پس از ارسطو، در آستانه یک عصر نوین قامت برافراشت، عصری که کتاب آفریننده فرهنگ آن بود. بدینسان، فرهنگ شفاهی و فرهنگ نوشتاری یونان در دو سبک متفاوت شعری یعنی اشعار هومر و کالیماخوس تجلی یافت.
هومر اشعار خود را فیالبداهه و در مقابل شنوندگان میسرود. شعر وی شنیداری بود، در وزنهای از پیش تعیین شده و بدون جست وجوی واژه مناسب یا تنظیم واژهها در قوافی منظم؛ حال آنکه کالیماخوس شعرهای خود را با تأمل و انتخاب دقیق واژهها و ترکیب درست آنها در قالب چند بیت، میسرود. او در پی کمال در فن شعر بود و شعر را گوهری ظریف میدید که باید با وسواس تمام تراش داده شود تا جلا بگیرد و تحسین متخصصان را برانگیزد. مخاطبان شعر او جمع محدود دانشآموختگان و هنرشناسان خاص در اسکندریه بودند. وی قبل از پرداختن به هر مضمون درباره آن به تفحص میپرداخت.
کالیماخوس طرحهای کتابشناختی مبتکرانه زنودوتوسرا که در سایه نقدها و تفسیرهای بسیار، ارتقای کیفیت یافته بودند تکمیل کرد. نتیجه کار کالیماخوس،>پیناکس، فهرست حجیمی بود که بر اساس آثار یونان قدیم تهیه شده بود؛ فهرست تمامنمایی که همه آثار کهن قرن پنجم ق.م. را در برمیگرفت. اطلاعات مندرج در>پیناکسفراتر از یک فهرست کتابخانه بود و برای هر نویسنده، زندگینامهای کوتاه همراه با فهرستی از آثار، حتی آثار از میان رفته او، و نیز شبهاتی که در مورد سندیت واعتبار کتاب وجود داشت، جمعآوری شده بود. این فهرست ظاهرآ بر اساس مقولههای وسیعی مانند اشعار حماسی، فن بیان، و تاریخ تنظیم شده بود.>پیناکسنه تنها یک فهرست کتابخانه، که سیاههای انتقادی از ادبیات یونان و نخستین تاریخ علمی ادبیات بود که همه پیشینههای ادبی یونان را، به صورتی که در آن دوران وجود داشت، در برمیگرفت.
علیرغم وجود فنون فهرستنویسی شرقی، کالیماخوس برای کار عظیم خود از هیچ الگویی استفاده نکرد، زیرا اهداف کتابشناختی او در واقع رنگ غربی داشت. او میخواست اندیشههای مستقر در ادبیات یونان را در اختیار دانشپژوهان قرار دهد. از سوی دیگر، شرق که از کتاب تلقی یک کالا را داشت، نظامهای پیچیدهای برای فهرستنویسی ابداع کرده بود که هدف آن حفظ نشانه کتابها برای دستیابی بود، و بهجای تمرکز بر دانشپژوهی، بر نکات توصیفی و فهرستهای موازی تأکید داشت که تنها نیازهای عملی آرشیوها، کتابخانهها و مدارس واقع در معابد را برآورده میکرد. اینگونه تعارض در اهداف موجب دودلی و تردید دائمی در تهیه کتابشناسی شده است. آیا کتابشناسان ابتدا باید به هیئت فیزیکی کتاب توجه داشته باشند یا به جوهر متافیزیکی آنکه بهصورت ترکیب مفاهیم جلوه میکند؟ آیا باید همان شیوه فهرستنویسی کهن را که به سازماندهی اشیاء میپرداخت، ادامه دهند یا شیوههای نوینی برای نظم بخشیدن به اندیشهها ابداع کنند؟>پیناکس، تألیف کالیماخوس، تجربهای بود که بیثمر ماند، زیرا تأثیر آن بر کتابخانهها، فراتر از مقطع روم شرقی، قابل پیگیری نیست. با اینحال>پیناکسبرای کتابشناسان غربی مسئله مهم کتابپژوهی را در مقابل کتابشناسی مطرح میکند. چیزی که میتواند دستکم تا حدی نشان دهد که چرا مشکلات سازماندهی و کنترل کتابشناختی هنوز لاینحل مانده است.
منبع :دایره المعارف کتابداری و اطلاعرسانی
,